السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
38
تفسير الميزان ( فارسي )
ترجمه آيات به نام خدايى كه رحمتى عام و خاص و محدود و نامحدود دارد . ما نوح را به سوى قومش فرستاديم و گفتيم كه قوم خود را قبل از آنكه عذابى دردناك فراشان گيرد انذار كن ( 1 ) . او به قوم خود گفت : اى مردم من براى شما بيمرسانى روشنگرم ( 2 ) . و دعوتم اين است كه اللَّه را بپرستيد و از عذابش پروا نموده مرا اطاعت كنيد ( 3 ) . تا گناهانى از شما را بيامرزد و تا اجلى كه برايتان مقدر كرده مهلت دهد ، كه اگر چنين نكنيد قبل از رسيدن به اجل حتمى دچار اجل ديگر مىشويد آرى اگر بناى فهميدن داشته باشيد مىدانيد كه اجل خدايى وقتى برسد تاخير نمىپذيرد ( 4 ) . ( اما هر چه بيشتر تذكر داد كمتر به نتيجه رسيد تا به كلى از هدايت قومش مايوس شد ) گفت پروردگارا ! من قوم خود را شب و روز دعوت كردم ( 5 ) . ولى دعوتم جز زيادتر شدن فرارشان فايده اى نداد ( 6 ) . و من هر چه دعوتشان كردم تا تو ايشان را بيامرزى انگشتها به گوش نهاده جامه به سر كشيدند و بر عناد خود اصرار و به وجهى ناگفتنى استكبار ورزيدند ( 7 ) . اين بار به بانگ بلند دعوتشان كردم ( 8 ) . و نوبتى علنى و گاهى سرى آن هم به چه زبانى دعوت نمودم ( 9 ) . ( مثلا به ايشان اينطور گفتم ) كه از پروردگارتان طلب مغفرت كنيد كه او بسيار آمرزنده است ( 10 ) . كه اگر چنين كنيد ابر آسمان را مرتب بر شما مىباراند ( 11 ) . و به وسيله اموال و فرزندان ياريتان مىكند و برايتان باغها رويانيده و نهرها جارى مىسازد ( 12 ) . راستى شما را چه مىشود كه براى خدا عظمتى قائل نيستيد ( 13 ) . با اينكه اوست كه شما را به اشكال و احوالى مختلف آفريد ( 14 ) . آيا نديديد كه چگونه خدا هفت طبقه آسمان را خلق كرد ( 15 ) . و ماه را در آنها نور و خورشيد را چراغ فروزنده قرار داد ( 16 ) . آرى و خدا بود كه شما را چون گياه از زمين به نحوى ناگفتنى رويانيد ( 17 ) . و سپس او است كه شما را به زمين برگردانيده و باز به نحوى ناگفتنى از زمين خارج مىكند ( 18 ) .